تبليغاتX
مان

تقويم روزهايمان چه به تندي ميدود

گويا زمان و زمانه هم فرار را برقرار ترجيح داده اند ...

چه بر سرمان آمده؟

نوشته شده توسط مان در ساعت  | لینک  | 

شما راضي هستيد؟
رضايت داريد؟
ارضاء شده ايد؟
كسي برايتان مشكلي پيش نياورده است؟
كسي دست به گريبانتان نبرده است؟
كسي نگاه تندش را بر چهره يتان مغلوب نكرده است؟

كسي در خيابان آشكارا دروغ ميگويد...
ديگران سكوت دارند و برخي اندك لبخند...

دين را ميشناسي؟
محمد را چگونه؟ از علي برايم ميگويي؟
از كسي كه مردماني منتظرش هستند؟ برايم بازگو كن!
فقط بازگو كن...
خواهش ميكنم فقط راستش را بگو!
چرا ميترسي؟ چرا رنگت پريد؟

من هم خسته ام! يعني همه خسته اند!
محمد وارد مكه شد...
امان بدهيد همگان را... كافر و مسلمان را... خودي غير خودي را... امان بدهيد... آنان در امانند... آن خانه را ميبيني؟ آن خانه ابوسفيانست! او هم در امان است...

محمد كجاست؟!
محمد كجاست؟؟؟

از دايره ها و حلقه ها خسته شده ام...
اين دايره ي لعنتي گوشه ندارد... گوشه ندارد تا آرام شود... گوشه ندارد كه بفهميم چه كسي كدام گوشه را گرفته است...
آيا بايد گذاشت و گذشت؟
آيا اندوه خود و ديگران را به افسون زمانه بفروشيم؟
مگر ما بازرگان عقايد و افكاريم؟
يا مگر ما بازيگردان معركه روزگاريم؟

محمد كجاست؟
محمد كجاست؟!!

بگو پناه ميبرم به پروردگار مردم
به مالك مردم
به خدا و معبود مردم
از شر شيطان وسوسه كننده
كه در سينه هاى انسانها وسوسه مى كند
خواه از جن باشد يا از انسان...

نوشته شده توسط مان در ساعت  | لینک  | 

همراه شو عزیز
همراه شو عزیز
تنها نمان به درد
کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود

همراه شو عزیز
همراه شو عزیز
تنها نمان به درد
کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود

دشوار زندگی
هرگز برای ما
دشوار زندگی
هرگز برای ما
بی رزم مشترک
آسان نمی‌شود

تنها نمان به درد
همراه شو عزیز
همراه شو
همراه شو
همراه شو عزیز

همراه شو عزیز
تنها نمان به درد
کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود
نوشته شده توسط مان در ساعت  | لینک  | 

سلام
امشب سایت های مختلفی رو بازدید کردم. هنوز هم درگیر عوالم عاشقی و سیاسیند!
گاهی فکر می کنم خسته نمی شن؟!!
البته ما حق نظر در مورد افکار و نوشته های دیگران رو نداریم. اما گاها دوستانی عمل رو بر انتقاد میزارن!

یکیش خود من! الان انتقاد کردم!  گاهی این انتقادها برای افراد به صورت یک روزمررگی و عادت در میاد! به طوری که خودشون دچار توهم منتقد میشن! تاحدی که تصور می کنن هرکی انتقاد بکنه میشه منتقد! برخی از منتقدان ما -بومی و غیر بومی- منتقدان ایراد گیرنده هستن! یعنی صرفا به ایراد گیری و نشان دادن نقاط ضعف مورد بحث ، می پردازند. گاها آنچنان بیرحمانه وتوهین آمیز عمل می کنند که در انتقاد آنها سر رشته های ضخیمی از کدورت ها و ناخوشی های شخصیشان به وضوح آشکار است!
پروسه ی نقد از گفتگو(و نه صحبت!) در مورد مبحث شروع می شود؛ نقاط حساس و مورد بحث انتخاب می شود؛ به نقد گذاشته میشود و در نهایت با پیشنهادی در جهت افزایش راندمان و اثر بخشی آن به پایان میپذیرد!
منتقد از کلمه نقد گرفته شده است و نقد صرفا برجسته نمودن نقاط ضعف نیست. کاش ما در جامعه ی خود به جای انتقاد از افراد به ذکر پیشنهاد در جهت توسعه، بهبود و پیشرفت کارشان می پرداختیم!

ای کاش روزی اتاقی در این شهر ایجاد گردد، به نام اتاق فکر! و نه افکار!
ای کاش روزی در این اتاق، افراد تحمل افکار هم را داشته باشند!
و ای کاش این اتاق فکر با اثر بخشی همراه باشد تا شاید بتواند محیط زندگیمان را توسعه دهد و نیز افکارمان و اعمالمان را بهبود بخشد!

باشد بنای خیری!

نوشته شده توسط مان در ساعت  | لینک  |